سلامی به سبزی سیزده فروردین وبه زیبا یی بلندیهای برفپوش
امروز صبح زود از خواب پا میشم امیدوارم با توجه به اینکه سیزده به دره ماشین گیرم بیاد ...ساعت حدود هشته هوا یکمی ابریه یکی از دوستامو اول راه میبینم مسیر خلوته بله همه رفتن سیزده به در ما هم اومدیم یه روزخوب دیگه در کنار توچال عزیز داشته باشیم به شیرپلا که میرسیم جمعیت حدود بیست نفری رو میبینیم
صدای خنده های دوستامون جو خلوت شیرپلا رو پر کرده
ما شروع به خوردن صبحانه میکنیم و راه میافتیم ...توچال شروع به دلبری میکنه مه زیبا ورویایی همه جارو پر میکنه نیم ساعتی میشه که از شیر پلا حرکت کردیم بارش برف هم شروع میشه به سنگ سیاه میرسیم اقای محسن نوری از بالا اومدن با ایشون سلام احوالپرسی میکنیم وپس از کمی دوپینگ انرژی به طرف قله حرکت میکنیم مه غلیظتر میشه وما شیفته تر...جای همه همنوردای خوبم به خصوص انا وفاطمه ومهسای عزیز خالیه ... تو شیب زیر کفی وزش باد شدیدتر میشه ولی ما با پررویی تو فکر اضافه کردن لباس نیستیم و مسیرو ادامه میدیم . ساعت حدود دو وما تو جان پناه قله در حال خوردن چای گرم هستیم هوا جان پناه نسبت به جمعه خیلی سردتره .. ما به سرعت پایین میایم و تو سنگ سیاه منتظر یکی از بچه ها میشیم غذایی گرم میکنیم و مشغول میشیم .. ارتفاع برف تا حدی بود که دیرکای بالای سنگ حدود دو سومش تو برف مدفون بودن.
از سنگ سیاه که میایم بیرون بارش برف بسیار شدیده به زحمت میشه مسیر فرودو تشخیص داد دوست حرفه ایمون عباس جی پی اس همراه داره به شوخی میگه نگران نباشید راهو پیدا میکنیم ..من واقعا دلم نمی خواست اونهمه شکوه وزیبا یی رو ترک کنم و بیام پایین ولی چاره ای نیست به شیر پلا میرسیم بعد از استراحت به سمت پایین حرکت میکنیم بارش برف همچنان صورتامونو نوازش میده وقتی به مجسمه میرسیم بارش بارون ما رو شبیه موش ابکشیده کرده ماشینی در کار نیست تا میدون قدسو پیاده میریم ولی بر خلاف جمعه که یه سه ساعتی رو تا میدون رسالت پیاده رفتیم و اسم خط راس رو هم گذاشتیم توچال –رسالت الان دیگه بارون شدیده وما ترجیح میدیم سوار ماشین بشیم.![]()
